از تو گذشته ام

امشب دلم از عالم و آدم گرفته است

بغضی عجیب در نفسم دم گرفته است

هرگز نشد که از ته دل خنده ای کنم

چشمم به یاد عشق تو شبنم گرفته است

از تو گذشته ام و دعا هم نمی کنم

قلبم از امتحان خدا هم گرفته است . . .

وقت رفتن است


وقت رفتن است

همه وسائل را جمع کردم

به جز صندلی تو

شاید وقتی بر می گردی

خسته باشی...